18 ماهگی ملوسکم
صبا جونم اینروزها کلمات عجیب و غریب زیادی رو میگه که من هر بار شنیدن اونا ذوق مرگ
مرگ میشم.
نمیدونم از کجا این کلماتو میاری.به توپ میگی" بیلزه " به عروسک میگی"ا- لزه" .کلا این "له "رو زیاد
میگی.مثلا وقتی بابارو میبینی میگی"باباشله". به نماز هم تا چند وقت پیش میگفتی "ا-لزه" ولی حالا
میگی الله. به داغه میگی داسله


هروقت از چیزی خسته بشی میگی "بس" اگه تلوزیون باشه میری خاموشش میکنی.اگه لپ تاپ باشه
درشو میبندی
اگه داری شیر میخوری لباسمو میکشی پایین.

عشق پله هستی تا یه جاییو میبینی که میتونی روش بشینی خودت میشینی و به اجبار باید بقیه هم
بشینن.دستتو چند بار میزنی به زمین و میگی "ب- ش" یعنی بشین.
به بالشت میگی "بالش" البته لام و شین هر ذو با ساکن.

هر وقت خیلی خوشحال میشی مجموعه تمام علائقت رو پشت سر هم میگی.یا به قول فرزانه و مهرداد
"ری پس"
"آب بده. د-د-.بیلزه.عمـــــــــه.تاب تاب."
چند وقت پیش داشتی با تاب بازی میکردی خوردی زمین و پات زخم شد.هر کسی رو میدیدی پاتو بهش
نشون میدادی و میگفتی "تاب تاب "البته با کلی ناز و کرشمه.در کل با ناز حرف میزنی و آخر کلمه هارو
به کرشمه متوسل میشی.بابــــــــــــــــــــــــــــــاء (با کلی ناز آخرشو بکشید)عمـــــــــــــــــــــــــــــــــه
تاب تاب ء.

توی ماشین هنوز ننشستی میگی نای نای .فقط هم اهنگ مجنونم معی..ن نای نای هست و بقیه نای
نای نیستن.از بس این اهنگو گوش کردیم شده ملکه ذهنمون و مدام خودمون هم داریم میخونیمش.
میری تو کمد من یه شال یا روسری بر میداری میندازی دور شونت یه کفش پاشنه دار هم میپوشی موبایلم و سوئیچ ماشین هم برمیداری و میگی آتیس یعنی خداخافظ.
وقتی بازی میکنی برای خودت میرقصی و پشت سر هم میگی سیلابه سیلابه این سیلابه دیگه نمیدونم چیه و از کجا اومده.
صبا جونـــــــــــــــــــــــــــــــــم خیلی دوست دارم مامان


18 ماهگی ملوسکم 